X
تبلیغات
رایتل

درباره‌ی اتفاقات اخیر در نقده (سولدوز)

آنچه در نقده (سولدوز) اتفاق افتاد و در حال اتفاق افتادن است خود نشان‌دهنده‌ی خطر بزرگ قوم‌گرایی برای هر کشور از جمله ایران است و به وضوح روشن می‌سازد که قوم‌گرایی افراطی در ایران جز بالکانیزه شدن عاقبت و فایده‌ای دیگر ندارد.
نقده یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی است که ساکنین آن آذری و کرد هستند. در آخرین انتخابات مجلس در حالی که گروه‌های قوم‌گرای آذری در شش و بش تحریم کردن انتخابات و یا شرکت در آن بودند، یکی از هموطنان کرد به نمایندگی از این شهر برگزیده شد. بدنبال این انتخاب و بر مبنای اخباری غیر رسمی، عده‌ای معدود از پان‌کردیست‌ها در شهر پرچم کردستان واحد را افراشته و این پرچم را در شهر گرداندند. بدنبال این حرکت گروه‌های قوم‌گرایی آذری (که در تمام مدت انتخابات بیم این را داشتند که مبادا یکی از هموطنان کرد از حوزه‌های آذربایجان غربی به مجلس راه یابد) دست به کار شده و هجمه‌های وسیعی علیه این حرکت و هموطنان کرد را کلید زدند و صفحاتی با نام ساری ساواش (جنگ زرد) را در شبکه‌های اجتماعی تشکیل دادند تا به زعم خود جلوی از دست دادن قسمتی از خاک آذربایجان را بگیرند و تعداد معدودی از تماشاگران تراکتور سازی نیز به سردادن شعارهایی در این رابطه پرداختند و اخبار حاکی از این است که فعالیت‌های دیگری نیز توسط گروه‌های قوم‌گرای آذری در دست انجام و برنامه‌ریزی قرار دارد. از جمله فعالیت‌های فکری این دسته نیز دست زدن به تبیین و بازنگری در تاریخ منطقه بوده است به نحوی که عده‌ای با دست‌کاری کردن در ریشه‌ی واژگان سعی در نشان دادن هویت ترکی برای شهرهای گوناگون دارند و این جعل و تحریف‌ها تقریبا امضای گروه‌های قوم‌گراست.
می‌توان چند نکته را به این اخبار افزود. اول آنکه هر زمان از متفکران قوم‌گرا درباره‌ی این سوال می‌شد که با توجه به اختلاط مردم از دو قومیت کرد و آذری در شهرهای غربی آذربایجان، شما چگونه می‌خواهید یک فدرالیسم یا طرح جداسرانه بر مبنای هویت قومی را در این منطقه پیاده سازید، پاسخ آن بود که یا این مسئله مهم نیست یا بدون دشواری زیاد قابل حل است. (البته برخی نیز که به طیف افراطی‌تر متعلق هستند ابایی از خشونت قومی ندارند تبعا) اما سیر موضع‌گیری‌های رخ داده میان گروه‌های قوم‌گرای کرد و آذری در نقده آشکارا نشان داد که طرح‌های قوم‌گرایانه عواقب بسیار وخیمی می‌تواند در بر داشته باشد. تاریخ هم جز این را نشان نمی‌دهد و نگرانی از درگیری‌های قومی یک نگرانی بی‌مورد که محدود به اذعان یک عده از وطن‌دوستان باشد نبوده است و در صورت فعال شدن گسل‌های قومی اجتناب ناپذیر خواهد بود.
دوم اینکه نمایندگی مجلس یک وظیفه‌ی ملی است و نه یک وظیفه‌ی محلی. کسانی که نماینده‌ی مجلس می‌شوند و یا برای این نمایندگی نامزد می‌شوند می‌بایست به خاطر داشته باشند که آنها به وظیفه‌ای میهنی عمل می‌کنند و تبعا در کنار پیگیری مسائل حوزه‌ی انتخابیه‌شان در طرح‌های کلان، وظایف دیگری نیز بر دوش دارند. دامن زدن به شعارهای قومی توسط این افراد به مثابه‌ی نخبه‌گان سیاسی، می‌تواند به تقویت قوم‌گرایی میان توده‌ی مردم منجر شود و به نتایجی مصیبت‌بار منجر شود. همچنین ارائه‌ی تفسیر‌ها و تصویرهای قومی از نماینده چنان که گروه‌های قوم‌گرایی آذری و کرد در نقده انجام دادند به هیچ وجه نمی‌تواند درست باشد و با تعریف ارائه شده از نمایندگی مجلس در تعارض است و نمایندگی مجلس از جمله جایگاه‌هایی است که می‌بایست هویت‌های فروملی و فراملی به نفع هویت ملی کنار نهاده شوند.
پی‌نوشت: سوگندنامه‌ی نمایندگی مجلس طبق اصل 67 قانون اساسی به این صورت است:
بسم‏الله‏الرحمن‏الرحیم
"من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‏ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‏ها و نوشته‏ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم."
آیا در این سوگندنامه اثری از قوم‌گرایی می‌بینید؟ در کجای این اصل از قانون اساسی آمده است که نماینده می‌بایست پاسدار و نگهبان حقوق قومی باشد؟